شعر شتابگر از مهدی سهیلی
شتابگر
چه شیرین آمدی شور به دل انداختی
رفتی
نگاهی کردی و کاردلم را ساختی رفتی
سوار اسب ناز از راه رسیدی لیک در یک دم
سمند خویش را با دلبرها تاختی رفتی
نشستی ساعتی چون شمع در جمع هوسبازان
و لیکن زان میان پروانه را نشناختی رفتی
نسوزد خرمن حسنت که با دامن کشیدن ها
نمی دانی چه سوزی در دلم انداختی رفتی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:32 توسط مصطفی
|
وبلاگ آوای آزاد از مجموعه اشعار زیبای فروغ فرخزاد و مهدی سهیلی و سایر شعرای ایران میباشد . اسمم من مصطفی . از شمال ایران . در کارهای کامپیوتری و هنر طراحی و بافت تابلو فرش مهارت خوبی دارم . این وبلاگ رو برای کمک به شما دوستانم راه اندازی کردم.