شعر کمال هنر از مهدی سهیلی
کمال هنر
یاد آنکه دل سوخته و چشم ترم
بود
آه سحر و ناله ی شب همسفرم بود
در هر چمنی مرغ دلم زمزمه ها داشت
با هر نگهی شور وصالی به سرم بود
یاد آنکه هزاران گل صدرنگ دلاویز
در دامنم از لطف دعای سحرم بود
پرواز من از خاک رهی داشت به افلاک
زان فیض خداداده که در بال و پرم بود
یک لحظه جدا از رخ معشوق نبودم
در شادی و غم چهره ی او در نظرم بود
کس آب نمی زد به دل سوخته ی من
در حادثه ها یاور من چشم ترم بود
شعرم که به دلهای کسان شعله درافکند
از آتش پنهان شعله ورم بود
هر صعوه زند طعنه به پرواز عقابان
بد گویی دشمن ز کمال هنرم بود
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:33 توسط مصطفی
|
وبلاگ آوای آزاد از مجموعه اشعار زیبای فروغ فرخزاد و مهدی سهیلی و سایر شعرای ایران میباشد . اسمم من مصطفی . از شمال ایران . در کارهای کامپیوتری و هنر طراحی و بافت تابلو فرش مهارت خوبی دارم . این وبلاگ رو برای کمک به شما دوستانم راه اندازی کردم.