شعر گرفتم آن همه باشد از مهدی سهیلی
گرفتم آن همه باشد
سکوت می کشدم ذوق نغمه خوانی کومجوی نکته زمن حال نکته دانی کو
کجاست عشق که جان مرا برافروزد
وفا و مهر چه شد عطر مهربانی کو
شبی که همره یاران مهربان تا صبح
صفا کنیم به مهتاب پرنیانی کو
طلوع آن شب روشن که با نگاه خیال
نظر کنیم به گلهای آسمانی کو
فرشته یی که به ناز دو چشم جادویی
به هر نگاه بوسه ی نهان کو
زبان درد مرا هیچ کس نمی داند
صفای همدلی و لطف همزبانی کو
گل محبت و گلزار دوستی پژمرد
وگر که یافت شود حال باغبانی کو
یکی که دل برباید به یک نگاه کجاست
نیاز عاشقی و ناز دلستانی کو
دریغ و درد که پیری رسید و عمر گذشت
گرفتم آن همه باشد بگو جوانی کو
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20:24 توسط مصطفی
|
وبلاگ آوای آزاد از مجموعه اشعار زیبای فروغ فرخزاد و مهدی سهیلی و سایر شعرای ایران میباشد . اسمم من مصطفی . از شمال ایران . در کارهای کامپیوتری و هنر طراحی و بافت تابلو فرش مهارت خوبی دارم . این وبلاگ رو برای کمک به شما دوستانم راه اندازی کردم.