شعر ملامت از مهدی سهیلی
ملامت
ای دل که می بریدی از ما
آن دلارایی چه شد
آن بلور قامت و آن اوج زیبایی چه شد
یاد داری گونه های دلفرب خویش را
کو چراغ گونه هایت آن فریبایی چه شد
مخمل لب برق دندان ناز لبخند تو کو
دلبری ها را چه کردی آن دلارایی چه شد
گیسوان بر شانه ها افشاندن و ناز نگاه
گردش مستانه ی چشمان مینایی چه شد
دیده ی اینه ها حیران اندام تو بود
وای بر حال تو آن غوغای رعنایی چه شد
با دل شاد و لب خندان چو گل غلتیدنت
در میان پونه های سبز صحرایی چه شد ؟
هر طرف صد ها تماشایی ثنا خوان تو بود
آن ثنا خوانی کجا رفت آن تماشایی چه شد
ای که تنها مانده یی با خاطرات خویشتن
آنکه میبردی هزاران دل به تنهایی چه شد
آن خرامان رفتن و آن سرگرانی ها کجاست
کار عشاقت که سر میزد به رسوایی چه شد
ای بسا شبهای رویایی که بودی شمع جمع
اینک ای تنها بگو شبهای رویایی چه شد
نوبت پیری زمان ناتوانی ها رسد
آن جوانی ها کجا رفت آن توانایی چه شد
وبلاگ آوای آزاد از مجموعه اشعار زیبای فروغ فرخزاد و مهدی سهیلی و سایر شعرای ایران میباشد . اسمم من مصطفی . از شمال ایران . در کارهای کامپیوتری و هنر طراحی و بافت تابلو فرش مهارت خوبی دارم . این وبلاگ رو برای کمک به شما دوستانم راه اندازی کردم.